اهل عرفان و نظر همواره در ميان مردم، با مردم و براي مردم هستند و از بركات خود و الطاف باريتعالي، خلق را بهرهمند ميسازند. يكي از اين مردان حق، حاج اسماعيل دولابي است كه كمتر كسي را ميتوان سراغ داشت كه چيزي از كرامات وي نشنيده باشد.
سخنان وي و سيره علمي آن عالم بزرگوار كه بر تزكيه نفس و ارشاد خلق استوار بود، ميتواند چراغ راهي در جامعه امروز ما باشد. با هم بخشهايي از سخنان اين عالم اهل حق را كه پيرامون واقعه كربلا گفته شده، ميخوانيم:
كربلا مركز است
روز عاشورا در كربلا همه چيز هست. براي همين هر كس به كربلا ميرود ميگويد بيرون آمدن از كربلا سخت است. چون هر كجا بخواهيم برويم كربلا هست. منتهي كربلا مركز است. در كربلا يتيم بود، فقير بود، ضعيف بود. از اهل بيت(ع) بود، از غير اهل بيت(ع) هم بود. دختر بود، پسر بود، شيرخوار هم بود. همه چيز بود. چيزي نبود كه نباشد. هر چه هست آنجا هم بود. آنچه همه دارند اين تنها دارد.
هر خانواده را نگاه كنيد در طول عمرشان يك يا دو مصيبت ديدهاند، تمام كره زمين هر كدام يك مصيبت ديدهاند. اما يك آقا هر چه مصيبت بر سر خلق اولين و آخرين آمده بر سر او آمده است. فقط خودش هم نه، بلكه بر سر پدرش، مادرش، بچههايش، برادرانش، بچههاي زير دستش تا امام زمان(عج). كمي هم پَرِ شيعيان را گرفته است. اين همه گريه براي آن است كه كمي از آن همه صحبت پَرِ شيعيان را گرفته است. لذا شيعيان هم نزد خدا عزيز شدند و در سلسله پيغمبران(ع) قاطي شدند. چون كار پيغمبران(ع) گريه كردن براي امام حسين(ع) بود هر كسي لياقت نداشت براي امام حسين(ع) گريه كند. چطور شد كه اين امت همه برگشتند رفتند كربلا؟ آن كه نماز خوانده بود، آن كه روزه گرفته بود، آن كه حج رفته بود آنكه رياضت كشيده بود، همه از كربلا سر درآوردند.
روز عاشورا اينجور است. همه خلقت از كربلا سر درميآورند. حتي نصاري هم اينطورند. قيامت هم همينطور است. عالم همه ميآيند دور و بر پيغمبر و حضرت زهرا و امام حسين(ع).