تبليغاتX
تا صبح
خود سازی
شمع

اهل عرفان و نظر همواره در ميان مردم، با مردم و براي مردم هستند و از بركات خود و الطاف باريتعالي، خلق را بهره‌مند مي‌سازند. يكي از اين مردان حق، حاج اسماعيل دولابي است كه كمتر كسي را مي‌توان سراغ داشت كه چيزي از كرامات وي نشنيده باشد.
سخنان وي و سيره علمي آن عالم بزرگوار كه بر تزكيه نفس و ارشاد خلق استوار بود، مي‌تواند چراغ راهي در جامعه امروز ما باشد. با هم بخش‌هايي از سخنان اين عالم اهل حق را كه پيرامون واقعه كربلا گفته شده، مي‌خوانيم:

كربلا مركز است
روز عاشورا در كربلا همه چيز هست. براي همين هر كس به كربلا مي‌رود مي‌گويد بيرون آمدن از كربلا سخت است. چون هر كجا بخواهيم برويم كربلا هست. منتهي كربلا مركز است. در كربلا يتيم بود، فقير بود، ضعيف بود. از اهل بيت(ع) بود، از غير اهل بيت(ع) هم بود. دختر بود، پسر بود، شيرخوار هم بود. همه چيز بود. چيزي نبود كه نباشد. هر چه هست آنجا هم بود. آنچه همه دارند اين تنها دارد.
هر خانواده را نگاه كنيد در طول عمرشان يك يا دو مصيبت ديده‌اند، تمام كره زمين هر كدام يك مصيبت ديده‌اند. اما يك آقا هر چه مصيبت بر سر خلق اولين و آخرين آمده بر سر او آمده است. فقط خودش هم نه، بلكه بر سر پدرش، مادرش، بچه‌هايش، برادرانش، بچه‌هاي زير دستش تا امام زمان(عج). كمي هم پَرِ شيعيان را گرفته است. اين همه گريه براي آن است كه كمي از آن همه صحبت پَرِ شيعيان را گرفته است. لذا شيعيان هم نزد خدا عزيز شدند و در سلسله پيغمبران(ع) قاطي شدند. چون كار پيغمبران(ع) گريه كردن براي امام حسين(ع) بود هر كسي لياقت نداشت براي امام حسين(ع) گريه كند. چطور شد كه اين امت همه برگشتند رفتند كربلا؟ آن كه نماز خوانده بود، آن كه روزه گرفته بود، آن كه حج رفته بود آنكه رياضت كشيده بود، همه از كربلا سر درآوردند.
روز عاشورا اينجور است. همه خلقت از كربلا سر درمي‌آورند. حتي نصاري هم اينطورند. قيامت هم همينطور است. عالم همه مي‌آيند دور و بر پيغمبر و حضرت زهرا و امام حسين(ع).

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم بهمن 1385ساعت 16:7  توسط ایمان | 
ا

عشق غريب

   امام  صادق (ع) در حديثي به يونس بن ظيبان فرمودند :

« صاحبان خرد با تفکر عمل مي کنند تا محبت خدا را به دست آورند . همانا وقتي که قلب ، محبت را تحصيل نمايد و به آن نوراني گردد ، لطف سرازير مي شود . آن گاه او اهل فايده شده و بر اساس حکمت سخن خواهد گفت پس زيرک شده و با قدرت عمل مي نمايد و به طبقات هفتگانه آشنا مي شود .

هنگامي که به اين مرحله رسيد ، بر اساس لطف و حکمت و بيان يک حرکت و دگرگوني در تفکرات او پديد مي آيد و خواست و محبت خويش را در راه خالقش صرف مي نمايد . به اين ترتيب به مقام برتر دست پيدا کرده و خدا را با چشم دل مشاهده خواهد نمود و حکمت را به غير روش حکما ، علم را به غير راه علما و صدق را به غير شيوه صديقين به دست خواهد آورد ....

.... و کساني که آن راه ( طريق رياضت و خشوع و عبادت ) را مي پيمايند ، يا موفق مي شوند يا ناکام مي مانند و اکثر آنها نا موفق خواهند بود ، چراکه حق خدا را رعايت ننموده و به اوامر وي ( به طور کامل) عمل نکرده اند . اين صفت کسي است که حق شناخت و محبت او را بجا نياورده است . پس مبادا فريب نماز و روزه و سخنان و علوم آنها را بخوري ! آنان درازگوشاني فراري هستند .... »

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم بهمن 1385ساعت 16:2  توسط ایمان | 
 
برگ نخست
پست الکترونیک
بايگاني
حرف روز

آنچه بر ما گذشت
مهر 1388
شهریور 1388
شهریور 1386
خرداد 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
 

 RSS

از پرپروانه باقي غيرخاكستر نماند